منواصلی

حاكميت باليني در مفهوم كلي به معناي ارتقاء مستمر كيفيت خدمات باليني و افزايش پاسخگويي متوليان امر سلامت در مورد كيفيت خدمات ارائه شده به مردم است.

تاريخچه گسترش اين مفهوم به سال ها قبل و به انگلستان باز مي گردد كه از سال 1948 شروع شده است و به دنبال آن موسسات خدمات باليني در كشورهاي مختلف دنيا به وجود آمده است.در ايران نيز چند سالي است كه در برخي از دانشگاه ها اين اين حركت شروع شده است.اين حركت ها و فعاليت ها اگر چه هنوز در پله هاي نخستين بوده ولي نويد بخش بلوغ فكري نظام سلامت و بروز تحولي عظيم در كيفيت خدمات سلامت در آينده اي نزديك است.

اولين و مهترين گروهي كه از نهادينه شدن اين فرآيندها بهره مي برند، بيماران و در واقع مشتريان اصلي نظام سلامت   مي باشند كه خدمات را با كيفيت بهتر دريافت مي كنند.نكته اي كه همواره بايد در نظر داشت اين است كه مردم حق دارند و بايد خدماتي مطابق با بهترين استانداردها دريافت كنند. دومين گروه خود افراد ارائه دهنده خدمات سلامت هستند كه در صورت اصلاح سيستم در محيطي ايمن تر ،به ارائه خدمات خواهند پرداخت و در نهايت كل كشور از اين برنامه بهره خواهند برد چرا كه سلامت،محور توسعه است و توسعه يافتگي و تبديل به توسعه يافته ترين كشور منطقه مگر با داشتن شهرونداني سالم امكان پذير نخواهد بود.

حاكميت باليني صرفاً با انجام"آنچه درست به نظر مي رسد" قابل تحقق نيست بلكه سازمان هاي متولي آن نياز به برنامه دارند.اين برنامه بايد براساس نيازها و ديدگاه هاي بيماران،الزامات قانوني،قابليت كاركنان،نيازهاي آموزشي و مقايسه بين عملكرد كنوني با بهترين استانداردهاي طبابت استوار باشد.نكته حائز اهميت ديگر،وجود احساس مالكيت و تعلق خاطر نسبت به برنامه است كه نه فقط در سطح هيئت مديره، بلكه از راس تا قاعده سازمان، در تك تك گروه ها و افراد بايد وجود داشته باشد.

در حاكميت باليني افراد موظف به رعايت اصول خدمات باليني بوده و از اين طريق افراد را در مقابل حفظ و ارتقاء كيفيت خدماتي كه ارائه مي دهند،پاسخگو مي گرداند.

حاكميت باليني همانند تغيير فرهنگي تمام نظام است كه سازمان را براي ارائه سلامت مستمر،پاسخگو،بيمار محور و با كيفيت تضمين شده،توانمند مي سازد.

حاكميت باليني سيستمي براي ارتقاء كيفيت است و زماني اجرائي است كه همه به آن تعهد داشته باشند.

حاكميت باليني مخصوص نظام سلامت است و بيشترين اصول آن از نوع خدمات بهداشتي است.

در حاكميت باليني سازماني موفق است كه خطاهاي پزشكي در آن كم باشد،بيمار با رضايت شخصي نرود و مدت انتظار بيمار كوتاه باشد.

حاكميت باليني متكي به پرسنل است.در حاكميت باليني بايد نيازهاي نوين سلامت پوشش داده شود،سيستم بايد جامع و انعطاف پذير باشد و همه پرسنل (اعم از باليني و غير باليني)در آن دخيل باشند.

كيفيت خدمات سلامت عبارت است از ارائه خدماتي كه بيماران مي خواهند (كيفيت از ديد بيمار)و ارائه خدماتي كه بر ايشان لازم است(كيفيت حرفه اي)،در زمان مناسب،توسط فرد مناسب و با استفاده از كمترين منابع و بدون خطا.

يكي از خصوصيات حاكميت باليني باز بودن سيستم و انتقاد پذيري است زيرا هدف ارتقاء كيفيت است نه بازرسي و مچ گيري.در حاكميت باليني اگر خدمتي به طور ضعيف ارائه شود بايد آشكار شود و به طور منظم گزارش دهي شود.بنابراين اطلاع رساني در مورد فرايندها به منظور بررسي و رسيدگي و قضاوت آزادانه در مورد آنها جزئي ضروري براي تضمين كيفيت است.حاكميت باليني فرصتي است كه افراد از حالت بي تفاوتي ،به فردي فعال تبديل شوند.لحظه آغازين در حاكميت باليني تغيير در نحوه انجام كارها است تا افراد را به سوي فرهنگي مبتني بر تعقل و عاري از سرزنش سوق دهد.محيطي كه در آن پرسش "چه چيز درست كار نمي كند"به جاي "چه كسي درست كار نمي كند" اولين قدم براي حل هر مشكلي است تا يك اشتباه به طور مرتب و به دفعات توسط افراد مختلف تكرار نشود.

ارتباط خوب قلب طبابت است و كليد اصلي درك بيمار از كيفيت خدمات ارائه شده به او مي باشد.اكثر شكايات به دليل همين ارتباط نامناسب است.ارتباط نامناسب باعث مي شود كه بيمار به سيستم اعتماد نكند و مشتري آن نشود.

بي اعتمادي بيمار فقط نتيجه برخورد فرد نيست،بلكه كل سيستم در ايجاد بي اعتمادي نقش دارند.بي اعتمادي در هر مرحله از ارائه خدمات مي تواند ايجاد شود و جالب اينجاست كه اكثر نارضايتي ها از نوع خدمات فرعي است نه خدمات اصلي مثل غذا و ...

يكي ديگر از اجزاء حاكميت باليني مديريت خطا است.خطا عبارت است از شكست در انجام يك فعاليت برنامه ريزي شده مطابق با برنامه(خطاي اجرايي)و يا استفاده از يك برنامه غلط براي رسيدن به يك هدف(خطاي برنامه ريزي شده).در سازمان بايد سيستم هاي محرمانه اي وجود داشته باشد كه افراد بدون مشخص شدن هويتشان به گزارش خطاها بپردازند.اين گزارشات نه تنها تنبيهي به دنبال نخواهد داشت بلكه حتي در بعضي مواقع براي گزارش خطاها جوايزي در نظر گرفته مي شود.

در حاكميت باليني به خطا پرداخته مي شود نه خطا كار.

بررسي ها نشان داده است كه انسان هاي بي كفايت مسئول حداكثر 1% مشكلات و خطاها ميباشند و ساير خطاها(99%) توسط انسان هاي خوب و كارآمدي انجام مي شود كه مي خواهند كارشان را به بهترين صورت انجام دهند،اما مرتكب اشتباهات ساده اي مي شوند.

حاكميت باليني بر هفت محور اصلي بنا شده است:

1- تكريم بيمار و همراهان:

در اين محور به مسائلي چون اهميت ارائه مشاوره بيماران،مديريت خدمات ارتباطي،توجه به بيمار به عنوان شريك و درگير كردن وي در امر درمان و ايجاد فرهنگ انعطاف پذيري و مشاركتي با بيماران و همراهان،پرداخته مي شود.

2- مديريت خطر(ريسك):

آنچه در اين محور مورد توجه است عبارت است از:سلامت و ايمني،كاهش ريسك باليني،پايش شكايات و خط مشي ها و روش هاي اجرائي به روز شده،سيستم گزارش دهي و پيگيري حوادث و رويدادهاي نامطلوب.

3-آموزش و يادگيري:

اين محور به آموزش كاركنان نگاهي وي‍ژه داشته و سازمان را موظف مي كند تا به تخصيص زماني جهت آموزش كاركنان،تدوين استراتژي و برنامه عملي،دسترسي مناسب كاركنان به امكانات آموزشي،استفاده از نتايج برنامه هاي توسعه فردي جهت برنامه ريزي آموزشي توجه ويژه اي داشته باشد.

 

 

4- مديريت كاركنان:

در اين محور به كاركنان به عنوان يكي از اركان اساسي سازمان توجهي ويژه نموده شامل بكارگيري و انتخاب كاركنان ، ارزيابي و نظارت بر آنها ، توسعه مهارت هاي فردي و شغلي و تأمين رفاه ايشان است.

5- استفاده از اطلاعات:

استفاده از فن آوري اطلاعات و مديريت جامع آن،ايجاد و ارائه اطلاعات براي بيماران،برقراري ارتباط با برنامه هاي آينده در اين محور مورد بررسي قرار مي گيرد.

6-اثربخشي باليني:

اين محور همان استفاده از بهترين دانش بر گرفته از پژوهش،تجربه باليني و ترجيحات بيمار براي دستيابي به نتايج مطلوب در روند مراقبت از بيمار مي باشد.

7- مميزي باليني:

اين محور آنچه كه در سيستم در حال انجام است را به طور مرتب منعكس مي كند از ديگر وظايف اين محور معرفي فعاليت ها و واحدهاي برتر و عالي در سطح سازمان است.با اين وجود مميزي باليني بايد واقع گرايانه همراه با بررسي منابع مورد نظر باشد.

 

 

 

 

 

 

                                                                 دكتر ناهيد محتشم

                                                                                   مدير بهبود كيفيت –  مدير داخلي بيمارستان